کتاب خوبی پیدا کردم. اگه بشه می خوام بخونمش. اگه دوست دارین شما هم بخونید بعدا با هم دربارش صحبت می کنیم.
زن در آٓئینه جمال و جلال نوشته آیت الله جوادی آملی
9 May
کتاب خوبی پیدا کردم. اگه بشه می خوام بخونمش. اگه دوست دارین شما هم بخونید بعدا با هم دربارش صحبت می کنیم.
زن در آٓئینه جمال و جلال نوشته آیت الله جوادی آملی
4 Jan
امروز غزه نماد دادخواهی یک عده زن و کودک بیگناه است و ما در معرض این امتحان بزرگ قرار داریم، که آیا به ندای الغوث الغوث انسانی پاسخ می دهیم یا نه! امروز این ماییم که باید بیاندیشیم که آیا اگر ما نیز به حکم سرنوشت از اهالی آنجا بودیم چه انتظاری از دیگر انسانها داشتیم.
من سیاستمدار نیستم. سیاست را نیز دوست نمی دارم. اما امیدوارم انسان باشم. آنی که رنج و درد یک انسان دیگر او را می آزارد. امروز نسل کشی صهیونها در غزه مثل روز روشن است و این ماییم که اگر اعتراض نکنیم، خود نیز در قتل عام بیگناهان شریکیم.
پس من اعتراضم را اعلام می کنم. و سکوت ننگین دولتها، را محکوم می کنم. آنانکه بیگناه کشته شدن، بیگناه یتیم شدن، و ناقص شدن عده ای را نمی خواهند ببینند و چشمان خود را بسته اند. انان که کر و کورند و تعقل نمی کنند.
4 Jan
باز محرم می آید و تکرار واقعه عاشورا… تکرار حوادث از زبان منبری ها و مداحان و مرثیه سرایان….
اما من دلم چیز دیگری می گوید.
احساس قلبی ام از حضوردر یک مجلس سینه زنی برای امام حسین(ع)، عشق و ارادت خالصانه است، همین. عشقی که در دلم جای دارد و آن را با چیزی حاضر نیستم عوض کنم. هزار بار خدا را شکر می گویم که چه چنین محبتی را در دلم نهاد و مرا به راه خویش رهنمون ساخت، حتی اگر من هزار بار توبه بشکنم و عهد دوباره بندم.
با اینکه برخی روضه ها را دوست ندارم، چون مقامش را در نظرم کوچک می کند، چون خواننده می خواهد فقط اشک مرا درآورد، چون … و به هزار چون و چرای دیگر، اما هیچ چیز جای یک زیارت عاشورای با فهم و از ته دل را نمی گیرد.
وقتی کربلا را پیش چشمم مجسم می کنم، نه کربلای ان روز که طاقتش را نخواهم داشت، کربلایی که چند سال پیش توفیق زیارتش را داشتم، وقتی خود را در جایگاه «تل زینبیه» می گذارم و از دید زینب کبری(س) به صحنه می نگرم، وقتی به یاد می اورم لحظه ای را که چگونه دربهای حرم باز شد و ما مثل دیوانگان و سرگشتگان بسوی ضریح شش گوشه اش می دویدیم تا شاید بتوانیم گوشه ای از ان را لمس کنیم، و من چه خوب گوشه ای نصیبم شد- پایین پا، جایی که علی اکبر (ع) امام حسین (ع) در جوارش ارمیده است، عشق را در پیش چشمم می بینم و دیگر اشک مجال نمی دهد و اینجا عشق حسین (ع) که از دل می جوشد، دیگر هیچ
هرچند مومن واقعی نیستم، اما محب آل محمد(ص) و اهل بیت طاهرینش هستم. دوستشان دارم و امید دارم این دوست داشتنشان مرا از گرداب گناه و غفلت برهاند.
من تنها همین را می دانم که آنقدر اینان را دوست دارم، که ذره ای از محبتشان را حاضر نیستم با هر یک از آرزوهای دنیاییم عوض کنم.
السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک، علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی الیل و النهار، ولا جعله الله اخر العهد منی لزیارتکم، السلام علی الحسین وعلی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
18 Dec
خدا جون سلام!
دلم بدجوری از این دنیات! نه دنیام، دنیایی که خودم ساختم برای خودم، گرفته! خدا جون، به من گفتی صادق باش، گفتی محبتت را تقسیم کن، گفتی حرفهای یاوه گویان را به حساب حماقت و نادانیشان بگذار، گفتی من را تنها من را در نظر داشته باش و برای من کارکن! من سعی کردم به حرفت گوش بدم، سعی کردم روراست باشم در نتیجه فکر کردم همه مثل خودم هستند بی آلایش و روراست! من محبتم را خواستم تقسیم کنم، اما آنها در ازای منفعت از من محبت می طلبند! من حرفهای بیهوده را هیچ انگاشتم، اما گویی تمامی ندارد! گفته بودی برای تو کار کنم؟ راستی این یکی از یادم رفته بود! من برای دلم کار می کردم! این بزرگترین اشتباه من بود. یادم رفته بود هرآنچه رنگ خدایی نداشته باشد از بین رفتنی است.یادم رفته بود اگر کارهایم به عشق تو می بود، صداقت یا عدم آن، عشق یا کینه دیگران، و سخنانشان نمی توانست برایم ذره ای اهمیت داشته باشد، چرا که هدف رضایت تو می بود! خدایا! اکنون این منم. ایستاده به درگاهت و دست نیاز برآورده بسویت و تو را می خوانم. دیگران را به تو وامی گذارم و تو را می خوانم که تو بهترین پناهگاه منی در همه سختیها! بهترین شادی بخش منی در همه خوشی ها! خدایا مرا ببخش بخاطر اشتباه بزرگم! یاد تو همیشه آرام بخش دلها بوده است، و یاد تو چراغ راه زندگیم، پس از تو می خواهم که یادت را برای من لحظه لحظه زنده کن و نگذار که شیطان فراموشی مرا از یاد تو غافل کند چرا که من همواره محتاج توام.
تازه ترین نظرات