شخصیت آدمی در تاثر از موسیقی

از دیدگاه علامه محمدتقی جعفری(ره) افراد از لحاظ تاثیر پذیری به دو دسته تقسیم می شوند. یک عده افرادی هستند که در مقابل عامل موسیقی هیچ تاثیری پیدا نمی کنند و دوم افرادی که کم وبیش تحت تاثیر قرار گرفته و بعضا تا حد باختن شخصیت تنزل پیدا می کنند. در هر حال مقاومت برخی از شخصیت های قوی تر دلیل شایستگی موسیقی نیست. این نوع شخصیت می داند که شکل موسیقی یک پدیده بی محتواست وتنها لذت خاصی به او می بخشد و می گذرد، بعبارت دیگر این گونه شخصیت ها مرز بین موسیقی و واقعیات را شناخته و آن را رعایت می کنند. با این حال شخصیت ها از تاثیرات بیرونی به کلی در امان نیستند؛ واما این پدیده در شخصیت های خام و سطحی که قدرت تفکیک واقعیات و خیالات را ندارند و ارتباطی میان این دو قلمرو برقرار نکرده اند، می تواند باعث درهم و برهم شدن تاسف انگیزی در میان واقعیات و احساسات زود گذر و خیالات و تجسمات بی اساس درونی آنان شود که فعالیت های مدیریت و ابتکار و اندیشه های منطقی شخصیت را مختل می کند.

موسیقی با تغییراتی که در واقعیات و حقایق درون ذات ما به وجود می آورد، ما را به بازیگری و برداشت های ثانوی وادار می سازد.

در جهان عینی و حتی در درون انسانها همه چیز یک رابطه علت و معلولی دارد. آیا موسیقی درباره این حقایق و واقعیات چه نقشی را می تواند بر عهده بگیرد؟

هر تغییر و دگرگونی که در این رابطه از موسیقی توقع داشته باشیم، جز برانگیختن حالات و نوساناتی درباره آن امور چیز دیگری به ما نخواهد داد. ما می دانیم که فرمول 2*2=4 واقعیتی است که هیچ عاملی جز دگرگونی در حقیقت خود فرمول نمی تواند آن را تغییر بدهد و اگر بخواهیم این فرمول را در درون خود با تاثر از موسیقی ثابت ترکنیم، در حقیقت متزلزل می کنیم؛ زیرا واقعیت تحقق یافته را با تلقین احساساتی در هم می آمیزیم که نتیجه ای جز منتقل ساختن واقعیت به عالم خیال نخواهد داشت. «این است آن دگرگونی که موسیقی درباره واقعیات برای ما بوجود می آورد.»

بشر از نظر کمبودی که در معرفت و توانایی مواجهه با واقعیت دارد موسیقی را برای تسلی خود تایید می کند سپس نام آن را ضرورت می گذارد. به همین جهت است که مبانی اولیه اسلام به موسیقی مانند دیگران نمی نگرد، بلکه می خواهد انسان ها در زندگی روحی و طبیعی، با خود واقعیات روبرو گردند.

با نظر به این علت کاملا روشن است که اسلام می خواهد انسان در این دنیا خود را در مقابل هیجانات پا در هوا نبازد و آمادگی واقعی خود را برای حیات با خویشتن حقیقی از دست ندهد تا اختیار خود را از روی اختیار سلب نکند.

بعضی از انواع موسیقی روحانی درست است که تحریک مثبت در درون بوجود می آورد و ما را از موجودیت غوطه ور در طبیعت و خودخواهی بالاتر می برد، ولی هنگامی که موسیقی تمام می شود، یک سرازیری خقیقی در خود احساس می کنیم و می بینیم که موسیقی سایه ای از ما برای ما ساخته و آن را بالا برده بود، اکنون شبح مصنوعی از بین رفته و واقعیات با همان خشونت برای ما نمودارمی شوند.

این جملات برگرفته از کتاب موسیقی از دیدگاه فلسفی و روانی نوشته علامه محمد تقی جعفری می باشد.

2 نظر to this post.

  1. خیلی طولانی….
    حوصله می‌خواهد خواندنش!

Respond to this post