چرا بعضی وقتها دل آدم می گیره…

یه مطلب از یه دوستی در لوتوس دیدم. واقعا حق داشت. بعضی وقتها آدم واقعا دلگیر میشه. وقتی می شنوی بعضیها چطور از هرراهی برای پولدارشدن استفاده می کنند. بعضی از مردم چگونگی و راه کسب پول براشون مهم نیست، تنها چیزی که مهمه هرروز به دارایی خود اضافه کنند.

من بدم میآد از آدمهایی که از پول مردم برای پولدارشدن خودشون استفاده می کنند. من بدم میآد از اونهایی که اونقدر پولدارن که پول مردم (بخصوص تسهیلاتی رو که از بانکها برای اهداف خاصی دریافت کرده اند) را با آرامش خیال تا تهش می خورند و انگار نه انگار

من بدم میآد که اون آدمها تو عروسیهاشون همه شهر رو(پولدارها رو بخصوص) و همه اونهایی رو که باید ببینن اون عروسی رو تا چشمشون دربیاد؛ رو دعوت می کنند.

اما برای دادن یه قسط وامی که از بانک دریافت کردند، یه وام دیگه می گیرن.

من بدم میآد از اقتصادی که تو اون پول رو به پولداری می ده که هیچ وقت نمی خواد اون رو پس بده. و اون بدبختی که محتاج یک هزارم اون پوله ناامید بشه.

آره واقعا آدم دلش میگیره…

8 نظر to this post.

  1. Posted by سمانه on مارس 6, 2008 at 12:51 ق.ظ

    سلام،منم موافقم دنیا داره تبدیل میشه به دو گروه یکی اونایی که شکم هاشون انباشته از مال مردم و دسته دیگه اونایی که از فقر زیاد ترجیح میدن بمیرن…..

  2. آدم قاطی میکنه؛ بخنده، گریه کنه، دلگیر بشه…………..

  3. مشکل از کجاست؟!
    از مملکت یا از جهل مردم؟

  4. احتمالا از هر سه.
    مملکت و مملکتداری
    جهل مردم
    خود را به خواب زدن

  5. چه گویم که ناگفتنم بهتر است…

  6. سلام سلاله خانوم؛
    در مورد سوالم پرسیدین؟
    منتظرم.
    ممنون.

  7. سلام
    اگه یکم بیشتر فکر کنیم ، کسی نمی مونه که ازش خوشمون بیاد …
    از همه چیز و همه کس دلگیر خواهیم بود …
    خدا رحم کنه ….
    شاد باشید

  8. این هم یکی از نمودهای جاهلیت قرن بیست و یک است،

    تازه کم کم میفهمیم چه جوری فقط از دین جز پوسته ای نمیماند.

Respond to this post