فرشته بود و خدا بود و عشق در ميانه نبود
فضاي عالم هستي پر از ترانه نبود
سكوت بود و خداوندگار و خلوت خويش
ز شور عشق نشاني در آن زمانه نبود
مقام حسن به جا بود و دلبري مي كرد
ولي چه سود كه آيينه در ميانه نبود
براي جلوه آن چهره آفريده شدي
براي خلق تو زين خوبتر بهانه نبود
تو آفريده شدي اي زن، اي تبلور عشق
كه بي فروغ نگاه تو خانه خانه نبود
هزار مشعل خورشيد اين فروغ نداشت
اگر چراغ تو روشن در آشيانه نبود
اگر نه آينه بودي به پيش طلعت دوست
حديث حسن و جمالت بدين فسانه نبود
در اين مقام نيامد سخن به سر آتش
كه بحر پرگهر عشق را كرانه نبود
شاعر: دکتر مهدیه الهی قمشه ای


Posted by تازه وارد on نوامبر 19, 2008 at 6:37 ق.ظ
نگفتی در دیدار با خانم الهی قمشه ای چه گذشت؟