غزه نماد….

امروز غزه نماد دادخواهی یک عده زن و کودک بیگناه است و ما در معرض این امتحان بزرگ قرار داریم، که آیا به ندای الغوث الغوث انسانی پاسخ می دهیم یا نه! امروز این ماییم که باید بیاندیشیم که آیا اگر ما نیز به حکم سرنوشت از اهالی آنجا بودیم چه انتظاری از دیگر انسانها داشتیم.

من سیاستمدار نیستم. سیاست را نیز دوست نمی دارم. اما امیدوارم انسان باشم. آنی که رنج و درد یک انسان دیگر او را می آزارد. امروز نسل کشی صهیونها در غزه مثل روز روشن است و این ماییم که اگر اعتراض نکنیم، خود نیز در قتل عام بیگناهان شریکیم.

پس من اعتراضم را اعلام می کنم. و سکوت ننگین دولتها، را محکوم می کنم. آنانکه بیگناه کشته شدن، بیگناه یتیم شدن، و ناقص شدن عده ای را نمی خواهند ببینند و چشمان خود را بسته اند. انان که کر و کورند و تعقل نمی کنند.

13 پاسخ to this post.

  1. نوشته شده توسط صادق در ژانویه 5, 2009 در 1:13 ق.ظ

    کاش وقتی چچن را بمباران می‌کردند هم سیاستٰمدار نبودی و احساس شراکت در قتل عام می‌کردی.
    کاش اعتراضت را آنوقت هم می‌کردی.

    کاش کمی سیاستمدار بودی که موشک فلسطینی‌ها را هم میدیدی.

  2. نوشته شده توسط رفیق در ژانویه 10, 2009 در 7:39 ق.ظ

    منم با تو همدردی میکنم و از اسرائیل اعلام انزجار. به فرموده امام خمینی

    «اسرائیل یک غده سرطانی است که باید از روی زمین برداشته شود.»
    آنکه میخواهد جز خودش نباشد و خیال از نیل تا فرات در سر می‌پروراند باید ریشه کن شود، باید…

    خدایا به ما چشم بینا، گوش شنوا، قلب آگاه وشجاعتی در قکر و عمل عنایت کن.

  3. وقتی اخبار مدام از غزه نشون می ده قادر نیستم جلوی اشکهامو بگیرم.وقتی می بینم خواهرزاده های کوچولومون اروم و راحت توی بغلم می خوابند اما!بچه های غزه توی اغوش مادرانشون می میرند دیوونه می شم…..اینکه قادر نیستم جز دعا و لعن و نفرین به قوم الظالمین کاری بکنم احساس بدی دارم…خدایا تا کی اینهمه نا برابری و جنگ و خونریزی………..!!!

  4. نوشته شده توسط مزيناني در ژانویه 21, 2009 در 8:54 ق.ظ

    سلام
    چگونه ايد خانم نقاش زاده؟
    يزد چه خبر ؟
    همکاران خوبند؟
    .
    فارق از سياست که متهم به بي پدر و مادر بودنه
    اما آدم ها ..
    و بد تر از صهيونيست ها سرداران دلير عرب.
    روزنامه هاي پر حرف و
    آره
    همون حراف
    نه بيشتر!
    يه جمله از برتولد برشت نويسنده آلماني يه جا خوندم که خاطرم نيست کجا
    امامضمونش اين بود که
    مي گفت که ظالم سراغ يهودي رفت و من ساکت ماندم
    سراغ مسلمان رفت من ساکت ماندم
    و بودائي
    و …
    وقتي سراغ من آمد ديگه کسي نبود
    و من هم تنها ماندم.

  5. نوشته شده توسط nirvanaaa در ژانویه 27, 2009 در 2:32 ب.ظ

    برای گرفتن کدام حقی کودکان را باید کشت؟!خیلی سال است از خودم می پرسم!

  6. نوشته شده توسط nirvanaaa در ژانویه 29, 2009 در 1:30 ق.ظ

    شور كه تمام شد، براي محو گراني، هدايت جوان‌هاي گم‌راه، خوشبختي جوان‌هاي به‌راه، خانه‌دار شدن مستأجرها، رسيدن دست حاضرين به ضريح، شفاي عاجل مرضا، سلامتي بانيان مجلس، حاج‌آقاي فلان و بهمان، آنها كه غذا دادند دست مردم، آنهايي كه جارو زدند، آنهايي كه مجلس را به فيض رساندند، گروهي كه بعداً زحمت ظرفها را مي‌كشند، حاجت‌مندها، گرفتارها و سرآخر براي ظهور دعا كردند. دريغ از يك دعاي خشك‌وخالي براي غزه!

  7. نوشته شده توسط nirvanaaa در فوریه 9, 2009 در 1:41 ب.ظ

    يك عدد خانوم مهندس كتاب خون و اخبار گوش بده ي شاعر و تحليل گر سياسي و اجتماعي كه در حال يادگيري زبان سوم ميباشد و ساز مخالف ميزند و كتاب ترجمه ميكند و مهمتر از همه وبلاگ مينويسد! گم شده!
    از يابنده تقاضا ميشود وقتي پيداش كرد گوشش رو بگيره و بياره اينجا تا آپ كنه اين وبلاگ بيچارشو!

  8. سلام
    به نظر شما چرا ؟
    به نظر شما وقتی برخی افراد به رغم اینکه جریانی که به آن وابسته اند ریاکارانه از تمامی امکانات رسانه ای و حتی رسانه ی ملی برخوردار هستند، اما نه تنها از طرح نام و نشان واقعی خود در هنگام بیان نظر و اقدامات خود پرهیز می کنند، بلکه انحصارطلبانه می خواهند مثلا حتی صدای یک وبلاگ را به خاموشی بکشانند، یا به دیگران انواع تهمت ها را وارد سازند ؟

  9. نوشته شده توسط shaeraneha در فوریه 25, 2009 در 2:26 ب.ظ

    عاشورا غنیمت نیست ، قیمت است.قیمت آب و آبرو در پریشانی پرنده و سنگباران سایه ها.عاشورا ابتدای عشق است ،در پایانه تشنگی با بادبانی برافراشته از خون.عاشورا بی نوایی نیست ، جهانی نی است و نوا.جهانی پر از پرنده و میله های سوخته.عاشورا غریب نیست ، در سایه شعله ها شمشیر افتاده ای است ایستاده در انتهای زمان با لبخندی آشنا عاشورا میدان مرگ نیست ، مرد است . و مرد میدان است .میدان سرنوشت ، بی سرگذشت . در بی قراری زنجیر و دل .عاشورا تماشا نیست ، طاقت است .و قیامت غیرت بر قامت زمین.عاشورا چشم نیست ، اشک است ، در رقص آبی آزادگان ، بی حضور باران سرخ تشنگان.عاشورا شور گل است ، شکفته روی شمشیر و شانه ها.عاشورا نام نیست ، نشان است.عاشورا شناسنامه من است ، با نام تو ، که در خروش خون تو شمشیر می شود/

    کجایی خانوم سلاله خانووووووووووم؟؟!این همه بهان بین من و تو و خدا!
    کاش اینجا فضایی داشت برای ارسال کامنتهای خصوصی.جایی که کسی جز من و تو نبینه!دیییییییییی!بیا پدر جان من!غزه هم تم.م شد …

  10. نوشته شده توسط lilac در فوریه 25, 2009 در 2:40 ب.ظ

    hich malume kojayi ro khundi?biya az man begir ketabesho!badesham ham manam in faza ro mikham,1miz ba 3 ta sandali.man o soli o solale juun!zud bargard,kerman navardit tamum nashod?bos,bos

  11. سلام.
    سال نو مبارک

  12. نوشته شده توسط محمود در آوریل 4, 2009 در 8:26 ق.ظ

    سلام
    سال نو مبارک

به این نوشته پاسخ دهید